«ما از شهدا هیچی نمیدونیم» … «ما شهدا رو نشناختیم».
تا حالا چند بار این جملهها و امثال این جملهها را شنیدهاید؟ من از
شنیدن این جملههای تکراری متنفرم. از هر چیزی که شهدا را یک جای بلند
بنشاند که دست هیچکسی بهشان نرسد، متنفرم. از اینکه شهدا را پیغمبر و
پیغمبرزاده معرفی میکنند متنفرم.
شهدا هم آدم بودهاند؛ درست مثل خیلی از
کسانی که دور و برمان میبینیم. حالا تو میخواهی دقیقتر باشد بگو:
«آدمهای خوبی بودهاند»؛ ولی به خدا از همین دنیا و همین خاک
سربرآوردهاند. از مریخ نیامده بودند که حالا ما هر وقت حرف از جبهه و
جهاد شد، همان منبر همیشگی را برویم که آره، آن زمان که جنگ بود، چنین
گوهرهایی توی جبهه بودند، چنان انسانهای وارستهای آنجا جنگیدند. و بعد
چند تا خصوصیتی که از شهدا شنیدهایم را بکنیم پتک و بکوبیم سر خودمان که:
بعله! آنها توی دمای n درجه، فلان کیلو تجهیزات با خودشان حمل میکردند و
x کیلومتر پیاده توی رملها و چه میدانم، گِلها راه میرفتند و از خدا
هم غافل نمیشدند...