تبليغاتX
دنیای راه راه

چقدر آدم می‌تواند تغییر کند! قبلا جان مبارکم بالا می‌آمد تا درباره‌ی بعضی از چیزهایی که نمی‌دانم «بپرسم». شاید فقط سرکلاس‌های رسمی و غیررسمی بود که راحت و مکرر سؤال می‌کردم...

نمی‌خواهید بدانید بعدش چه می‌شود؟!

نوشته شده توسط کوثر در روز شنبه 30 آذر1387 ؛ ساعت 16:31

از دیروز یک بحثی توی خبرگزاری‌ها راه افتاده که آیا این آقای منتظر الزیدی، همان خبرنگار کفش‌انداز(!)، شیعه است یا سنی، آیا از دوست‌داران ایران است یا بعثی است. بعد آن‌هایی که به خبری مبنی بر بعثی بودن او، استناد می‌کنند، بقیه را به خاطر طرفداری و ارزش‌گذاری بر رفتار الزیدی سرزنش می‌کنند! 

این هم ادامه‌اش

نوشته شده توسط کوثر در روز چهارشنبه 27 آذر1387 ؛ ساعت 14:15


حتما دیگر تا حالا قضیه‌ی آن لنگه‌کفش‌هایی را که خبرنگار عراقی نثار بوش کرد، شنیده‌اید.
دیشب وقتی خبرش را شنیدم، خدایی‌اش اولش خیلی کیف کردم! بعد به عواقبی که در انتظار الزیدی، خبرنگار عراقی، است فکر کردم. امروز شجاعتش و نتیجه‌ی این شجاعت مشغولم کرده بود، مخصوصا وقتی این را خواندم...

بقیه‌اش را اینجا نوشته‌ام

نوشته شده توسط کوثر در روز سه شنبه 26 آذر1387 ؛ ساعت 22:26

امروز یک دفعه چشمم بهشان افتاد. به همه طرف می‌توانستند بچرخند و خم شوند؛ چپ، راست، بالا، پایین. همه‌ی سعی‌شان این بود که من را قائم نگه دارند تا تعادلم را حفظ کنم و نیفتم.

این هم ادامه‌اش.

نوشته شده توسط کوثر در روز دوشنبه 25 آذر1387 ؛ ساعت 18:14

هر چه به این فکر می‌کنم که لهجه‌ها و گویش‌ها چه ارتباطی به تُن صداها دارند، عقلم به جایی قد نمی‌دهد. اما می‌دانم که یک ارتباطی بین این‌ها هست.

بقیه‌اش اینجاست

نوشته شده توسط کوثر در روز جمعه 22 آذر1387 ؛ ساعت 18:58

سایت‌های خبری را که باز می‌کنی، هر روز اقلا یک خبر که تحت دسته‌ی «حوادث» قرار می‌گیرد می‌بینی. حالا توی بعضی از این سایت‌ها کمتر است و توی بعضی‌شان بیش‌تر؛ اما همه‌شان از این دست اخبار دارند. شاید یکی از علت‌های انتشار این‌جور خبرها این باشد که مردم بخوانند و حواس‌شان را بیشتر جمع کنند و عبرت بگیرند. شاید هم دلیل موجه و خوبی باشد؛ اما انتشار این خبرها یک وجه دیگر هم دارد...

این هم ادامه‌اش...

نوشته شده توسط کوثر در روز سه شنبه 19 آذر1387 ؛ ساعت 1:23


این که در سفر کربلا تنها بودم، برای هم‌سفری‌ها و بعضی دوستان سؤال شده بود که چطور جرئت کردی تنها بروی عراق، یا خانواده‌ات چطور اجازه داده‌اند که تو تنهایی سفر کنی و از این دست سؤالات. از نظر خودم هم‌سفرشدن با یک کاروان، به معنی تنها سفر کردن نیست. ضمنا بدون همراه زیارت‌رفتن یک‌سری مزایا دارد که در سفرهای دو-سه‌نفری و بیشتر وجود ندارد...

دنباله‌ی این نوشته را اینجا بخوانید.

نوشته شده توسط کوثر در روز یکشنبه 17 آذر1387 ؛ ساعت 15:54

الان که دارم از نزدیک زندگی خوابگاهی را تجربه می‌کنم، تا حدودی می‌توانم علت بعضی کم‌کاری‌ها و بی‌علاقگی‌ها را در زندگی دختران تحصیل‌کرده بدانم. زندگی خوابگاهی و دانشجویی و زمان کمی که بچه‌ها برای درس خواندن دارند، همه چیز آن‌ها را جمع‌وجور و خلاصه و ساندویچی کرده است...

نوشته شده توسط کوثر در روز یکشنبه 10 آذر1387 ؛ ساعت 23:41

بحث از انتخابات دور دهم ریاست جمهوری خیلی زودتر از دوره‌های قبلی شروع شده است. احزاب مشغول رایزنی و بعضا معرفی کاندیداهای خود هستند و طبعا تبلیغات خود را به روش‌های مختلف شروع کرده‌اند.
یکی از شگردهای تبلیغاتی که کاربردش عمدتا توی انتخابات‌ است، اعلام نتایج نظرسنجی و تحقیقات است. نظرسنجی‌هایی که لزوما علمی و معتبر نیستند و حتی شاید وجود خارجی نداشته باشند!

نوشته شده توسط کوثر در روز سه شنبه 5 آذر1387 ؛ ساعت 10:23